عشق فانتزی
چرا نمي گويند كه آن كشيده سر از شرق -
آن بلند اندام سياه جامه به تن،
دلبرِ دلير ز شاهراه كدامين ديار مي آيد
و نور صبح طراوت بر اين شب تاريك چه وقت مي تابد؟
در انتظار اميدم،
در انتظار اميد طلوع پاك فلق راچه وقت
آيا من به چشمِ غوطه ورم در سرشك خواهم ديد؟
از حميد مصدق
نظرات شما عزیزان:
نوشته شده در برچسب:, ساعت
20:31 توسط محمدرضا| نظر بدهيد |
Power By:
LoxBlog.Com |